یکشنبه 22 شهریور1388
پایان !

دارم حذف می کنم . البته یه مدتی صبر می کنم . بلکه شاید منصرف بشم . خیلی وقت بود که می خواستم این کار رو بکنم . اما همش یه چیزی آخر سر مانع من می شد . یک اسفند اعزام به خدمتمه . نیاز دارم از نو خودم رو پارتیشن کنم . هارد روزمرگیم بد جوری بدسکتور گرفته . گوگل ریدر رو دارم پس اگه فرصتی بکنم حتما به وبلاگاتون سری می زنم . شمارش معکوس خیلی وقته شروع شده . یه سری کار ناتموم دارم که دارم سعی م رو می کنم هر چه زودتر تمومشون کنم تا مدیون کسی از اینجا نرم .
شنبه 17 مرداد1388
پلیس+10
گیر این پلیس +10 نکبت اوفتادیم چجور !! . بابا به کی بگم می خوام برم سربازی یکی بیاد منو ثبت نام کنه . دوشنبه هفته پیش رفتم حدود 260 نفر جلوتر از من نوبت گرفته بودن . از این 260 نفر فقط و فقط 10 نفر شاید هم کمتر اعزام به خدمت بودن . بقیه همه اومده بودن برای معافیت سه برادری. از ساعت 7 صبح من اونجا بودم تا 1:30 ظهر که نوبتم شد . تنها کاری که می کردن هم این بود که مدارک رو تحویل می گرفتن . حتی چک نمی کردن که چی داری بهشون می دی . بعدش به من گفت که شنبه بیام. امروز رفتم می بینم از دفعه قبل هم شلوغتره .یه چیزی حدود دوبرابر دوشنبه جمعیت وایساده بودن و تو سر و کله هم می زدن. دو ساعتی صبر کردم دیدم که این صف پیش نمیره آخرش هم ول کردم برگشتم. اونجا یکی از دوستان دانشگاهیمو دیدم می گفت که از ساعت 12 شب قبلش اومده نوبت گرفته !!!! تازه اون وقت نوبتش 48 ام بوده !!!!!!!!!!!!!!. تازه خدا نکنه که مدارک آدم چیزی کم و کسر داشته باشه .برای هر چیزی که بخوای به پرونمدت اضافه کنه باید نوبت بگیری و هر بار هم که مدارکتو مهر بزنه 500 تومان اضافه بر سازمان ازت دریافت می کنه . ما هم که فعلا خرمون گیر این جماعت افتاده !
جدیدا هم به پلیس +10 می گن مرکز خدمات الکترونیکی نیروی انتظامی ، چونکه دیگه مثل سابق 10 خدمت الکترونیکی ارائه نمی کنن و کمتر شده ! .
یکشنبه 4 مرداد1388
ماه عسل
دست آخر بهش مرخصی ندن !!
به نظر شما تکلیف همچین آدمی چیه ؟
مدیرم می گه که بعد از این فاصله یه ماه هم می خوای بهت مرخصی می دم اضافه حقوق هم بهت می دم ولی برای من فقط این زمانی که تعیین کردم مهمه . بعد از اون همه چی ارزششو از دست می ده . یک ماه که نمی خوام برم ! ، فقط یک هفته است!!
فعلا منتظر فرجی هستم بلکه بشه ...
یکشنبه 21 تیر1388
فعلا...
این روز ها کمتر حوصله می کنم به فعالیت های غیر شغلی برسم. یا در حال کار کردن هستم و یا اینکه در حال خواب . کمتر فرصت می کنم به کار هایی که دوسشون دارم بپردازم . خیلی هوس کردم خوندن کتابی رو شروع کنم فعلا گیر انتخاب عنوانش هستم. حجم کارهای شخصیم بیش از اونی هست که بتونم به تنهایی از پسشون بر بیام.
برنامه هایی دارم که نهایتا تا سه ماه دیگه اجراشون می کنم . دارم کم کم سوار چرخ زندگی می شم البته اگه خدا بخواد ...

